اسحاق بن اسماعيل دهلوى

20

غاية الشفاء

و آب آبى ترش قابض بستانند و آب سيب ترش قابض و روغن گل بادى بهم بزنند و به آتش نرم بجوشانند تا كه آب برود و روغن گل بماند و پشم پاره بدين روغن تر كنند و بفشارند تا روغن برود و آن را گرم كنند و بر فم معده نهند و به‌بندند و اگر از صندل و گل سرخ و اقاقيا و راپك و عصاره لحيته التيس و آب مورد و آب آبى ضمادى بر فم معده نهند سود دارد پس اگر استفراغ خلطهاى ديگر هم آيد و قوت ضعيف شود از گرمابه باز نبايد داشت و سفوف حب الرمان بايد داد و ادويه باز گرفتن طبع مشغول بايد شد و خوردنىها سرد بايد داد كه فساد كمتر كند چون سماقيه و زرشك و غوره و آنچه بدين ماند و شربت تيز چون شراب ليمون و شراب غوره و شراب انار و سماق و شراب زرشك بايد و تدبير آسايش كنند و هرگاهى كه اسهال بازايستد معده را بروغن افسنتين طلا كنند تا قوت گيرد و اگر تپ سخت گرم نباشد روغن ناردين و يا روغن مصطگى طلا بايد كرد و بهتر آن باشد كه پشم پاره بروغن چرب كند و بفشارند تا روغن بريزد بر فم معده نهند سخت گرم بايد از بهر آنكه هرچه نيمگرم باشد معده را ضعيف كند و هرگاهى كه اين روغنها گرم كنند همه اندر ميان آب گرم كنند تا ضعيف نشود و اگر شهوت طعام نباشد گوارش كه معده را قوت دهد و طعام بگوارد و سده بگشايد تناول نمايند ليكن پس از ان بايد داد كه تپ پاك گساريده شود و هيچ اثر حرارت باقى نماند و بوئيهاى خوش و خنك بايد بوئيد و اگر موسم تابستان باشد اندر خانه خوش خنك بايد نشست پس اگر طبع خشك باشد و ضرورت افتد تدبير چه كه تنقيه دماغ كند و طبع نرم گرداند مشغول بايد شود و تامل بايد كرد تا معده هيچ ثقل باقى نماند اگر ماند قى بايد كرد نخست پس از ان نرم كردن و اگر قى دشوار باشد مبالغه نشايد كرد و تدبير گواريدن طعام و دفع آن كنند بكمونى كه دردى بوره دوچندان باشد از آنچه در نسخه‌ايست و اگر ثقل در امعاء فرودين است دفع آن بشيافها و حقنهاى موافق بايد كرد و اگر اندر امعاء حرارتى و سوزشى باشد